سخن گویید تا شناخته شوید که آدمى زیر زبانش نهان است . [نهج البلاغه]
 
امروز: جمعه 04 فروردین 15

شد ز غمت خانه سودا دلم  
در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب زهره رخ ماه رو  
می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت 
 رفت بر این سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد  
دوش چه گفته است کسی با دلم

در طلب گوهر گویای عشق  
موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب می درد 
 در پی آن عیش و تماشا دلم

از دل تو در دل من نکته‌هاست 
 وه چه ره است از دل تو تا دلم

گر نکنی بر دل من رحمتی  
وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز از هوس شمس دین 
 چند رود سوی ثریا دلم


 نوشته شده توسط مجید کمالو در شنبه 90/9/26 و ساعت 4:57 عصر | نظرات دیگران()
درباره خودم
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 28
بازدید دیروز: 23
مجموع بازدیدها: 248181
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه