علم راه عذر بر بهانه جویان بسته است . [نهج البلاغه]
 
امروز: پنج شنبه 04 فروردین 14

شمالی گفتی و شعر یادم اومد
مث شیرین که بود فرهادم اومد


بلند گفتم آهای مردم چه ساده ن
یه باری رو دوش فریادم اومد


همه چیزا که یادم رفته بودن
همش چشم بسته از سر یادم اومد


خزر با ماهیا و گیلِ مرداش
زنا و بچه ها و پیرِ مرداش


با اون گوش ماهیهای رنگ وارنگش
همه ریز و درشت و دم بلندش

شمالی بوی بارون داره کوزت

بزار مکتب بره طفل رفوزت



نرو خوش باش و قلک خالی بفروش

بزار بارو زمین، بردارش از دوش



کمک کن تا خرابا رو بسازیم

برای ساختنش جون منم روش



برای ساختنش جون منم روش

همه دنیا فدای تاری از موش



طنابو پاره کن، زنجیرو بنداز

بزن باز از سر نو زیر آواز



تمام شالی کارا رو خبر کن

همه دریاها رو زیر و زبر کن



بدون فردا دیگه آزادی داریم

هزارتا ده به ده آبادی داریم.


 نوشته شده توسط مجید کمالو در سه شنبه 90/10/13 و ساعت 8:16 صبح | نظرات دیگران()
درباره خودم
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 19
بازدید دیروز: 35
مجموع بازدیدها: 248149
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه